ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
263
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) مىگفته است اگر زنده بمانم مستمرى اشخاص را سه هزار درم مقرر خواهم داشت . قبيصة بن عقبه هم از عمر روايت مىكند كه مىگفته است اگر زنده بمانم مستمرى مردم معمولى را دو هزار درم مقرر خواهم داشت . همو از عمر روايت مىكند كه مىگفته است به خدا سوگند هر چه مال افزون شود حقوق مردم را مىافزايم . نخست براى آنان به طور شمارش و شمردن مىدهم و اگر بيش از آن شود بدون حساب و فراوان به ايشان خواهم داد ، مال خودشان است آن را بگيرند . اسحاق بن منصور از زهير ، از ابو اسحاق ، از حارثه بن مضرب نقل مىكند عمر دستور داد يك جريب [ واحد وزنى است تقريبا معادل صد كيلو ] آرد خمير كردند و پختند و تريد كردند و سى مرد را دعوت كرد و غذاى ظهر خود را خوردند . براى شب هم همين كار را كرد و گفت : معلوم مىشود براى يك مرد دو جريب آرد در يك ماه بس است ميزان آرد مردم را در هر ماه دو جريب مقرر داشت كه به مرد و زن و آزاد و برده يكسان داده مىشد . واقدى از عاصم بن عبد الله بن اسعد جهنى ، از عمران بن سويد ، از ابن مسيب نقل مىكند عمر مىگفته است : هر فرماندار و كارگزار من كه به يك نفر ستم كرده باشد و از ستم او آگاه شوم اگر او را عزل نكنم من بر او ستم كردهام . واقدى از معمر ، از زهرى ، از عمر بن خطاب نقل مىكند كه مىگفته است نمىتوانم و مرتكب گناه مىشوم اگر كسى را به حكومت بگمارم در صورتى كه براى حكومت قوىتر از او را بيابم . واقدى از عاصم بن عمر ، از محمد بن عمر ، از يحيى بن عبد الرحمن بن حاطب ، از پدرش ، از عمر بن خطاب نقل مىكرده كه مىگفته است اگر شترى در كنار رودخانه فرات با بىتوجهى سقط شود ، مىترسم خداوند در آن باره از من بپرسد . واقدى از عكرمة بن عبد الله بن فروخ از ابو وجزة از پدرش نقل مىكند عمر بن خطاب منطقهء نقيع را براى چريدن اسبهاى مسلمانان اختصاص داده بود و مناطق ربذه و شرف را براى شتران و همه ساله سى هزار شتر را در راه خدا به اين سو و آن سو مىفرستاد . [ 1 ] واقدى از يزيد بن فراس ، از يزيد بن شريك فرارى نقل مىكند * عمر بن خطاب
--> [ 1 ] . نقيع ، از صحراهاى اطراف مدينه كه در بيست فرسخى آن شهر است ، ربذه هم از دهكدههاى مدينه است ، شرف هم نام صحرايى است و براى هر سه مورد رك : ياقوت حموى ، معجم البلدان . - م .